• Guerlain Vetiver-گرلن وتیور
  • Guerlain Vetiver-گرلن وتیور
  • Guerlain Vetiver-گرلن وتیور

Guerlain Vetiver

گرلن وتیور
مردانه
مشخصات رایحه
گروه بویایی: چوبی آبزی
عطار: ژان پل گرلن
طبع: خنک
مشخصات تولید
نام برند: گرلن
کشور مبدأ: فرانسه
سال تولید: ۲۰۰۰
  • عاشقشم
    1
  • می پسندم
    0
  • نمی پسندم
    0
  • - 25 سال
    0
  • + 25 سال
    1
  • + 50 سال
    1
  • روزانه
    1
  • رسمی
    2
تعداد رای های ثبت شده : ۶
امضای من
۰
باید تست کنم
۱
در برنامه خرید
۱
درحال بارگذاری قیمت فروشگاهها

نمره کاربران

رایحه
۸
پخش بو
۷
ماندگاری
۷
طراحی
۸
تعداد رای های ثبت شده : ۴
نظر شما:
رایحه
پخش بو
ماندگاری
طراحی

محصولات دیگری از برند گرلن

Mahora-گرلن ماهورا

GUERLAIN

Mahora

75 میل
Heritage-گرلن هریتج

GUERLAIN

Heritage

100 میل
Ambre Eternel-گرلن آمبره اترنل

GUERLAIN

Ambre Eternel

125 میل

نظرات کاربران (۱۱ نظر)

راهنمایی مطالعه نظرات :
* نظرات اصلی که بدون خط آبی هستند نظرات مرتبط با محصول می باشند. نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد این ادکلن فراتر رفته باشند.
** برای مطالعه نظراتی که صرفا مرتبط با این محصول هستند نظرات اصلی را مطالعه نمایید.
پاسخ ها را رد کن

فریار عزیز .خواهش میکنم اصلا هم باعث ناراحتی نشدی فقط لذت بردم .
منتظر نوشته های شما هستم.پاینده باشی
۲۰ مرداد ۹۵

محسن جان خیلی عزیزی از  مصاحبت با  رفقای گل  هم سن و سالی چون شما که کلی خاطرات مشترک با همدیگه داریم لذت می برم. پاینده باشی.
۲۰ مرداد ۹۵

فریار جان سلام .از قرار معلوم همسن وسال هستیم .خیلی حال کردم .وقتی میخوندم ننها بودم اشکم. سرازیر شد .زنده باشی
۱۹ مرداد ۹۵

فریار عزیزم,,,
شما فکر نمیکنی با این قلم شیوا , اگر یکی از وطن  دور باشه کلی دلش رو میبرید  ؟ :) فریار جان  , این متن , "عطر" بود :) بسیار بسیار سپاسگزارم 
۱۹ مرداد ۹۵

سام مهربان، محسن جان  درود بر هر دوی شما.باور کنید نیتم ایجاد ناراحتی برای شما عزیزانم نبود. نمیدونم بگم متاسفانه یا خوشبختانه عطر برای من بهانه ایست برای نقب زدن و پیوند با خاطرات دور و نزدیک. از این که ناخواسته و بی اختیار ناراحتی شما عزیزانم  رو موجب شدم خودم رو بسیار ملامت میکنم. به خصوص در مورد رفیقم  سام  نازنین که خارج از کشور اقامت داره و باعث رنجش خاطر عزیزش شدم. امیدوارم هر دو دوست خوبم این خبط ناخواسته رو بر من ببخشایند. خیلی عزیزید. پاینده باشید. یا حق.
۱۹ مرداد ۹۵

فریار  عزیزم,,
تمنا میکنم ,,,نفرمایید ...من  بسیار بسیار از متن شما لذت بردم ,, شاید  هیچ عطری متصل به خاطرات ,,امروز نمیتونست به زیبایی این کلمات  , من رو به خاطرات  و اون لحظه ها متصل  کنه. من باید از شما سپاسگزاری کنم. انقدر زیبا و با جزییات نوشتید که  کاملا  در اون موقعیت  قرار گرفتم.
من عاشق این خاطرات هستم  فریار عزیز. پیشتر   عرض  کردم آستینی خیس از بغز رامسر  تا هر جای دنیا با من هست . و چه خوب  .. در متن  های شما  این قرابت  و صمیمیت  به زیبایی منتقل میشه . برای منه عاشق ایران  ,, چه لطفی از این بیشتر ..
دوباره از شما ممنونم. و در انتظار  نوشته ی زیبای دیگری از شما میمونم  :) 
سپاس  فریار عزیز .
۱۹ مرداد ۹۵

بغض **
۱۹ مرداد ۹۵

یک عطر با رایحه سبز و تازه که  بویی شبیه صابون  علی الخصوص صابون گلنار داره. این رایحه صابونی   هم برای  خودم و هم  سایرینی که از ایشان نظر خواستم قابل استشمامه. وقتی این عطر رو استعمال میکنی انگار ده بار پشت سرهم دست و روی  رو با صابون گلنار شسته ای. خوشبختانه بعد از مدتی  این فوران  توده  صابون تا حدودی فروکش می کنه ولی فقط تا حدودی. با وجودی که رایحه بدی نداره و چه بسا اگر  صابون اختراع نمی شد که  روزی سی ، سی و پنج مرتبه با اون دست و بدنمون رو شستشو میدادیم(قبل از فراگیر شدن شامپوهای بدن و مایع های شستشوی دست)  و این رایحه برامون تکراری و روزمره نبود قضیه به کلی متفاوت می بود و رایحه سبز و وحشی  این عطر ما رو با خودش به وسط کدامین جنگل های سبز که نمی برد. تا اینجای کار تاپ نت  و قلب کار رو برای شما تشریح کردم. رایحه پایه این عطر من رو به  حدود سی سال سال پیش می بره ،  وقتی که تابستونا در ایام تعطیلی مدارس چند روزی  به خونه پدر بزرگ و مادر بزرگ خدا بیامرزم میرفتم. نزدیک منزلشون یک خوار و بار فروشی یا همون بقالی بود. بعضی وقتها مادر بزرگ بسیار بسیار مهربونم  (که من "عزیز" صداش میزدم)  به  نوه کوچولوش به قول خودش "فرمون" می داد و میگفت  فریار جان تصدقت برم . الهی دورت بگردم برو از  "دکون"(همان دکان) حاجی محمد آقا نیم کیلو نخود لوبیا بخر میخوام برای ظهر آبگوشت بار بگذارم. بگو آقا بزرگم(اصطلاحی که من برای یکی از  دو پدربزرگم بکار می بردم) خودش میاد حساب می کنه. هنگامی که  وارد  دکان میشدم( که در همون سی سال پیش هم نیم قرن از  زمونه خودش عقب بود )حاجی رو میدیدم که عرقچینی بر سر گذاشته و خیلی گرفته و عبوس در  صندلی رنگ و رو رفته  پشت "دخل" دکونش فرو رفته. سلام که میدادم، میشنید یا نمیدونم (بواسطه  کهولت سن  و "ثقل سامعه ")  نمی شنید به هر صورت پاسخی  از ایشان نمی آمد( به قول سعدی  لب فرو بسته و به گوشه ای نشسته صم بکم). حاجی به آخرین فناوری روز هم مجهز بود.یک رادیوی کوچیک چند موج،  اغلب اوقات بغل گوشهای بزرگش بود که  دایم موجش رو  عوض میکرد تا از لابلای  امواج پارازیت  اون  دوره آخرین تحولات روز دنیا رو دنبال کنه. در مغازه حاجی حتی از یخچالهای ویترینی  قدیمی هم خبری نبود. یک یخچال سفید  ایستاده قدیمی داشت که نه با قوه و نیروی الکتریسیته بلکه با انرژی نفت کار میکرد. داخل  یخچال انواع نوشابه های شیشه ای مثل کوکا، کانادا ، زمزم، و یک  مدل نوشابه سفید که بهش می گفتیم سون آب(سون آپ) و  اگر حافظه م درست یاری کنه بعضی وقتا ، تک و توک  نوشابه پپسی بود به قیمت دو تومن و وقتی که گرون شد، قیمتش رسیده بود به " بیست و پنج زار"( دو تومن و پنج ریال). بدون اغراق من " تگری" ترین نوشابه های تمام عمرم رو در دکان حاجی سر کشیدم. انواع و اقسام سیگارهای قدیمی مثل سیگار (  آزادی، بهمن) و  زیر خاکی تر از اونها سیگارهای ( اشنو ویژه، شیراز، زر و هما)  پشت دخلش در ردیف قفسه ها جلوه گری مینمود. انواع و اقسام حبوبات و بنشن و همینطور  خیلی چیزهای بی ربط به هم مثل سنجد، سفید آب، خاکشیر، انجیر خشک، تخمه های آفتابگردون نم گرفته که حاجی لای ورق های روزنامه باطله لوله کرده ، سرش رو  پیچیده و بسته ای دو تومن به دست خلق الله میداد ، سنگ پا ، کیسه حمام و لیف، کشک، نشاسته ،  پیت های(حلب های) بیست کیلویی کیلویی پنیر تبریز و روغن های شاه پسند و لادن ،تیغ اصلاح Lord، توپ پلاستیکی و .....وجوداشت.  یک پنکه سفید سقفی بزرگ  هم که صدای " انکر الاصواتی" داشت  تابستونا مغازه حاجی رو خنک میکرد. انواع شوینده ها مثل تاید، ریکا، کیجا، شامپو تخم مرغی و همینطور  انواع صابون ها مثل صابون داروگر و اگه اشتباه نکنم گلنار و قدیمتر از اونا صابونهای فله ای  مثل صابونهای "مراغه"،  که شامل صابون برگردون(مخصوص شست وشوی سر و بدن که به رنگ استخوونی بود و به واسطه حالت انحنا و قوسی که داشت به برگردون معروف بود) و صابونهای  رختشویی که به رنگ زرد و  در دو مدل مکعب مستطیلی(تقریبا آجر مانند) و مکعب مربع( مثل قالب پنیر) وجود داشت. فضای دکان حاجی رو پر کرده بود.  وقتی وارد دکانش میشدم بوی  اجناس مغازه که با  بوی انواع شوینده ها ( که البته رایحه قوی و غالبی داشتند)در هم میپیچید یک رایحه خاصی  رو ایجادمیکرد و پنکه  سقفی  پرطنین حاجی   این رایحه رو با قدرت در اطراف می پراکند.مطمئنم  خیلی از دوستان یه همچین حسی رو تجربه کردن . در واقع اون حسی که این عطر در رایحه پایه برای من تداعی میکنه ، حس اون لحظه ایست که برای خرید نخود لوبیا یا اقلام دیگر وارد مغازه حاجی محمد آقا می شدم و تا وقتی پیرمرد جنس رو  مهیا کنه با کنجکاوی کودکانه اطراف و  جوانب  مغازه رو   وجب به وجب  وارسی میکردم. حاجی  وقتی چند بار با صدای بلند  کالای مورد نیازت رو براش  فریاد می کشیدی،   اگه اون جنس رو نداشت ،  سرش رو به علامت تکذیب   سه انگشت به سمت بالا میکشید و لام تا کام حرفی نمیزد. اما اگه جنس رو داشت، (با وجودی که به علامت تایید چیزی بهت نمیگفت)،  ولی همیشه خدا، دستش رو اهرم زانوش میکرد، یک یا علی می گفت و با طمانینه از جاش بلند می شد. یک پاکت زرد رنگ برمی داشت و  سلانه سلانه میرفت سمت گونی نخود لوبیا یا دیگر اجناس. "طاس" رو داخل گونی  میبرد و  با دستهای لرزونش  نخود لوبیا رو داخل پاکت می ریخت. بعد سنگ وزنه نیم کیلویی(یا بیشتر یا کمتر) رو داخل یک کفه ترازو می انداخت و پاکت نخود لوبیا رو در کفه دیگر میگذاشت و  حسب مورد با طاس به محتویات پاکت اضافه یا از اون کم میکرد. من هم تو این فاصله تا حاجی به صورت "slow motion" به آماده کردن جنس درخواستی بپردازه،  معمولا  چشمهام رو می بستم و یک نوشابه تگری به صورت "Random"  از داخل یخچال حاجی که بغل در مغازه بود برمیداشتم و  با یک " لی لی پوت" ، (به حساب پدر بزرگم حاجی محمد ابراهیم) میزدم بر بدن. اکنون که خاطرات سی سال پیش رو مرور میکنم، هم حاجی داستان و هم  پدربزرگ و مادر بزرگ من  همگی فوت کردند. خدایشان بیامرزاد. ولی خوشبختانه یاد و خاطرشون هنوز که هنوزه  در میان زنده گان  سبز است و تازه. درست مثل رایحه وتیور از  گرلن. هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به مهر/ ثبت است بر جریده عالم دوام ما. شاد و خندان باشید. یا حق.
۱۹ مرداد ۹۵

فريار عزيز مثل هميشه نوشته اتون عالي بود 
واقعا لذت بردم از خوندنش و من  رو بردي به دوران بچگي خودم و بقالي توي محلمون 
و اون فضا و اون دوران 
بهترين دوران زندگيم  
لازم ديديم تشكر بكنم ازت 
ممنون
۲۰ مرداد ۹۵

آرمین جان شما به من لطف داری دوست عزیز. همونطور که به دوست دیگرمون محسن جان عرض کردم  گپ و گفت با شما رفقای هم سن و سال برای من لذت زیادی داره. امیدوارم شما دوستان گلم رو بیشتر در سایت ملاقات کنم. باز هم امیدوارم بتونی عطرهای مورد پسندت رو از میان  این همه عطر انتخاب کنی. بهروز باشی.
۲۰ مرداد ۹۵

توی نت های اعلام شده نت های زیادی هستند
اما بویی که من حس میکنم بوی به شدت صابونی و قدری شبیه به بوی صابون گلنار هست
بوی تمیزی میده به نظر من 
۱۹ مرداد ۹۵
لطفا جهت درج نظر وارد سایت شوید و یا در سایت عضو شوید.
راهنمایی ثبت نظر :
* از ثبت نظر تبلیغاتی یا نظرات اصلی (غیر پاسخ) غیر مرتبط با محصول خودداری نمایید.
** نظراتی که خلاف قوانین درج نظر هستند حذف می شوند.
*** قوانین مربوط به درج نظر را از اینجا می توانید مشاهده نمایید.

تماس با عطرافشان

برای دریافت مشاوره خرید و انتقال مشکلات خود می توانید با بخش فروش عطرافشان تماس بگیرید.

8363 3394 021

پرسش های متداول

بسیاری از سوالات شما بین کاربران دیگر نیز مشترک است. این سوالات و پاسخ آنها را از اینجا ببینید.

پرسش ها

قوانین سایت

به منظور حفظ حقوق کاربران گرامی قوانینی برای اداره بهینه سایت وضع شده است.

مشاهده قوانین
نماد اعتماد ملی
همه برندها در یک نگاه